محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

355

خلاصة الحكمة ( فارسى )

اعتماد بر ده ماه و چند روز است كه نهايت مدّت حمل است و مقرّر است . و جمعى از عامّه نيز از اين قبيل مكث‌هاى طويل بر سبيل كرامت نسبت به رؤساى ائمّهء خود داده‌اند و مناطى ندارد . [ تغذيهء جنين و دفع فضول ] و ببايد دانست كه يك سر نقطهء چهارم - يعنى نقطه حبابى مذكور - [ كه ] محيط بر سه نقطهء ديگر [ است و ] موضع ناف جنين است - از آن شبيه به روده چيزى رسته : يك سر آن پيوسته بدان ، و يك سر ديگر آن به نقرهء مقعّر رحم [ و ] « مطوّقى شكل » - كه محاذى ناف آن در وسط آن است - پيوسته است ؛ از قبيل ريشهء نباتات براى استحكام و جذب غذا تا بدان علاقه مستحكم‌تر گردد . و چون آن به موضع ناف آن پيوسته است ، حيض منقطع شود و از لطيف آن ، غذاى جنين شود و از فضول و كثايف آن بر خارج جنين بر اطراف ، غشائى رسته محتوى بر آن گردد و آن غشاء را « مشيمه » نامند و به تدريج اندك صفيق گردد و آن علاقه از اندرون « مشيمه » - كه يك طرف آن به ناف جنين متّصل است - نيز به تدريج طولانى شبيه به رودهء باريكى گشته [ و ] به دور آن طفل پيچ خورده تا به ناف آن . و فايدهء طول آن ، آن است كه بر آن ، حركت دشوار نباشد و نيز به منزلهء مرى و معده باشد براى هضم و نضج غذاى جنين ؛ تا اندك در آن به تدريج هضم و نضجى و تصفيه يافته ، از راه ناف به كبد برسد و غذاى آن شود . و چون جنين بزرگ‌تر شود و ثقل به هم رساند و طلب غذا زياده نمايد ، محاذى طوق رحم ، طوقى در اين مشيمه در محلّ وصل اين بدان به هم رسد براى استحكام و جذب غذا از افواه عروقى كه به طوق رحم پيوسته‌اند . و نيز مشيمه از اطراف به رحم براى استحكام ، و آن كه حركت مطلق نتواند نمود به رحم اتّصال يافته به شظايا و رباطات باريك . و به بيان ديگر ، بالإجمال آن كه چون منى مرد با منى زن در رحم آميخت و استقرار يافت ، آن را « نطفه » نامند . و چون چند روز بر آن بگذشت و بستگى يافت و غشاء رقيقى بر